آنتوان سوروگین یک عکاس اصالتا روس – درواقع دورگه ی گرجی و ارمنی - بود که در تهران متولد شد و عمده ی فعالیت عکاسی او در ایران دوران قاجار به ثبت رسیده است. آنتوان سوروگین به مدت شصت سال عکس هایی خارق العاده از گوشه و کنار ایران ، افراد و مکان ها و رویدادهای گوناگون گرفت؛ مجموعه ای خارق العاده با بیش از هفت هزار شیشه ی عکس! که به اصطلاح امروزی، می توان آن ها را "لایف استایل دوران قاجار" نام گذاشت :)
دوستان سلام. چندی پیش پروژه ای توسط آقای قریشی اعلام شده بود تحت عنوان " اعلام پروژه : کشف و تحلیل ساز و کار نهاد های سینمایی در دانشگاه های دنیا" که مخالفتی با اون صورت نگرفت.اما این پروژه بدون همکاری و همراهی اعضا غیرممکن خواهد بود.
دوستان عزیز!
عمیقا درخواست دارم هر کسی حاضر به همکاری با این پروژه هست سریعا ذیل همین پست اعلام آمادگی کنه.این پروژه به پیشرفت کانون فیلم و البته به لذت بردن هرچه بیشتر خودمون از کانون منجر میشه.
در نهایت،پیشاپیش از همکاری شما کمال تشکر رو دارم.
سرکار خانم جزایری و سرکار خانم نجاتی برای معاونت ارتباطات اینترنتی در تابستان اعلام آمادگی کردند.
ذیل همین پست اعلام رای بفرمایید.
مدت رای گیری یک هفته
از مسئول ارتباطات اینترنتی به مسئول غنی سازی آرشیو کانون
از Jerry Lewis در مقام کارگردان تنها یک فیلم روی آرشیو موجود است
رواست که فیلم های Jerry Lewis در مقام کارگردان (و اگر شد بازیگر چه بهتر) را در آرشیو داشته باشیم. ممنون
مدتی است در فیلمهای سینمای ایران به واقعیت نزدیکتر میشویم و این موضوع میتواند باعث فروش کمتر فیلمها شود.
به معاونت محترم حاق رای
از اونجایی که مشارکت در وبلاگ یکی از ملاک های حق رای در تابستان است
حق رای در هر هفته به صورت زیر محاسبه میشود، حداقل:
دو پست در هفته و یا
یک پست و پنج کامنت در هفته و یا
ده کامنت در هفته.
موردی دیگر در بی توجهی به اساسنامه همین الان داره رخ میده.
میلاد جان من به عنوان یک عضو انتظار دارم که مسئول اساسنامه به همه اتفاقات و تخلفات رسیدگی کنه تا کانون دچار مشکل نشه. این که تو زمان کمی هست که این سمت رو عهده دار شدی درست هست ولی چندان قابل قبول نیست. تا حدودی مشکل از مسعود زرگر هست که تو رو درست آماده این سمت نکرده. ولی با هزینه کمی وقت میشه کارها رو درست انجام داد و انتظارم این هست که کمی بیشتر به کانون و مسئولیتی که قبول کردی توجه کنی. هیچ کدوم از مسئولیت های کانون اونقدر سخت و زمان گیر نیستن که با روزی 30 دقیقه زمان گذاشتن به بهترین شکل انجام نشوند.
الان مسئول بسیار خوب وبلاگ که از اول شروع کارش رو به خوبی انجام داده متاسفانه بیشتر از 24 ساعت هست که نظرات رو تائید نکرده. این باید با تذکر اساسنامه ای روبرو بشه.
در اینجا هم به مسئول وبلاگ و هم به مسئول اساسنامه تذکر میدم در مورد این تخلف.
از مسعود زرگر هم (که به نظرم در زمان معاونتت زمان کافی برای آموزش تو نگذاشته) میخوام که یک جلسه یک ساعته برای آموزش تو تشکیل بده.
از تمام بچه های عضو هم میخوام که هر وقت با تخلف اساسنامه ای روبرو شدند اون رو در وبلاگ بیان کنند.
انشالله با همکاری همدیگه سال کانونی بسیار خوبی داشته باشیم.
پ.ن: میلاد جان امیدوارم تذکرات پی در پی من تو رو در انجام کارت یاری کنه و خدایی نکرده باعث ناراحتیت نشه.
پ.ن2: این متن یک کامنت بود که بعد از نوشته شدن ترجیح دادم پستش کنم تا مفید تر باشه.
نوئل اشوالد (Noell S.Oszvald) عکاس مجارستانی 23 ساله است که بعد از 1 سال کار با دوربین، موفق به خلق عکس های خارق العاده ای شده است. عکس های او پرتره هایی بی نظیر از خودش است!
نگاهی به دو عکس که به فاصله ۱۰۰ سال از هم گرفته شدهاند. اولین
عکس، چاپ شده با کاغذ آلبومین از دو مرد جوانی است که چارلز نیگر از
پیشگامان بزرگ عکاسی در قرن نوزدهم گرفته و عکس دوم اثری قدیمی با سوژهٔ دو
پسر بچه است که توسط برتهاردی یکی از دوستداشتنیترین فتوژورنالیستهای
قرن بیستم ثبت شده است. عکس نخست که در اوایل دهه ۱۸۵۰ ثبت شده کاملا
منحصربفرد بوده و کمتر به نمایش در آمده است. اما عکس دوم در مجله پیکچرپست
در سال ۱۹۸۴ زمانی تیراژ آن مجله به بیش از یک میلیون نسخه می رسید منتشر
شد. علی رغم مخاطبان مختلف و محتوای تفاوتشان هر دو تصویر صمیمیت قابل
توجهی با خود به همراه داشته و از همدردی عمیقی بین عکاس و سوژه پرده بر
میدارند.
ادامه مطلب ...
وقتی که من دست به کار نوشتن یک مقاله در مورد عکاسی از مردها شدم، اصلا به ذهنم خطور نکرد که این موضوع در واقع چقدر وسیع است. درحالیکه می توان چیزهای زیادی در مورد عکاسی از آقایان نوشت، از نورپردازی گرفته تا ژست ها، پس پردازش و غیره، به نظر می رسد که عدم تعادل شدیدی در میزان مطالب اختصاص داده شده تنها به عکاسی از آقایان، در مقایسه با خانم ها، وجود دارد.
اما این پایان ماجرا نبود و عجیبترین اتفاق زمانی رخ داد که جسد تماشاگر یادشده و ماموری که مسئول انتقال او به سردخانه بود، هر دو بر اثر حادثهای نامعلوم ناپدید شدند. هنوز هیچگونه توضیح منطقی در ارتباط با حادثه اخیر از سوی مقامات پلیس ارایه نشده و به عقیده بعضی تحلیلگران هندی پای قدرتهای ماورایی در میان بوده است.
فیلم ترسناک «احضار ارواح ۲» به کارگردانی جیمز ون و با حضور پاتریک ویلسن و ورا فارمیگا در سینماهای سراسر دنیا به نمایش درآمده است. بخش اول این فرنچایز سینمایی در سال ۲۰۱۳ روی پرده رفت و با استقبال گسترده تماشاگران روبهرو شد؛ تا جایی که به عقیده بعضی منتقدان این فیلم بعد از «جنگیر»، بهترین اثر سینمایی در ژانر وحشت به شمار میرود.
"دلیجان" به عبارتی "پدرجد" تمامی وسترنهای تاریخ سینما محسوب میشود. تا پیش از ساخت آن، به فیلمهای وسترن بهعنوان محصولات تجاری و پولساز نگاه میشد و منتقدین آنها را ازنظر هنری چندان جدی نمیگرفتند. جان فورد هم شهرت و اعتبار نسبی خود را نه بهواسطه وسترنهای پرشمارش، بلکه از صدقهسر معدود آثار درام خود به دست آورده بود. لیکن "دلیجان" آنچنان فیلم خوشساخت و کاملی بود که فراتر از تحسین منتقدان، هم جایگاه هنری فورد را بهعنوان یک هنرمند مؤلف در انتهای دهه سی میلادی مستحکمتر نمود، هم جان وین را به ستاره نوظهور هالیوود تبدیل کرد و مهمتر از همه، وسترن را بهعنوان یک ژانر قابلاعتنا و برجسته هنری تثبیت کرد (معروف است که اورسن ولز برای ساخت "همشهری کین"، چهلوپنج بار به تماشای دلیجان نشست). سیل فیلمهای وسترن در سه دهه بعدی که با حضور بزرگترین ستارهها و توسط برجستهترین فیلمسازان هالیوودی ساخته میشدند، حاکی از جریان سازی این اثر ماندگار تاریخ سینماست. بدین ترتیب شاید بتوان هر فیلم وسترنی را وامدار و الگو گرفته دلیجان دانست. اما شباهتهای فراوان و کمسابقه تازهترین اثر تارانتینو با دلیجان، فراتر از ادای دین، یک ارجاع بزرگ و هدفمند است که کارکرد محتوایی تعیینکنندهای در مضمون مورداشاره نهایی اثر دارد. اما این شباهتها – و البته تفاوتها – در چیست؟
با آن میمیک عجیب و غریب و منحصر به فرد، با آن لحن طناز و بازی درخشان، والتر ماتائوی بزرگ را باید یکی از بهترین های تمام ادوار دانست. بازیگری که هم بیلی وایلدر او را بپسندد و هم دان سیگل او را به عنوان نقش اول فیلم خود انتخاب کند، قطعا نمی تواند آدمی عادی باشد با استعدادی معمولی. او هم چون زوج هنری خود جک لمون، با شروع جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا به خدمت پرداخت. محل خدمت او نیروی هوایی بود و سمت اش بی سیم چی. بعد از اتمام جنگ وارد کارگاه های بازیگری نیواسکول شد و زیر نظر اروین پیسکاتور کارگردان آلمانی قرار گرفت. مثل اکثر بازیگران آن دوران او هم کارش را با تئاتر و استندآپ کمدی آغاز کرد. ستاره اقبال والتر ماتائو در دهه 50 درخشیدن گرفت. جایی که توانست در نقش یک مربی ورزش در فیلم «میستر پیپرز»(1952) حاضر شود. البته آن زمان از اسم لئونارد الیوت استفاده کرد. در سال 1955 در مقابل برت لنکستر در فیلم «اهل کنتاکی» حضوری موفق داشت. در عین حال برایش مهم نبود که همزمان با سینما در سریال های تلویزیونی هم حاضر شود. مثلا در «ساعت یازدهم» و «دکتر کیلدر» به ایفای نقش پرداخت که هر دو نقش به یاد ماندنی بودند.
ادامه مطلب ...
برگمن طی همکاری با«انستیتوفیلم سوئد»به تماشای 150 فیلم انتخابیاش نشسته.فیلمها توسط یک کامیون به خانۀویلاییاش در جزیرۀ فارو تحویل داده میشوند و او در سالن سینمای ویژهاش به تماشای آنها مینشیند.
به صورت آیینی به نمایش فیلمها میپردازد.خصوصا در تابستانها که اعضای خانوادهاش کنارش هستند.هر روز ساعت سه بعد از ظهر فیلمی بر اساس برنامۀ از پیش تعیین شده توسط برگم روی پرده میرود وفرزندان و نوههای پر شمارش کنار او به تماشا مینشینند.صدها فیلم دیگر از گوشه و کنار دنیا به دستش میرسد که برخی را میبیند.وخیلیها را نه.در آرشیو خصوصیاش حداقل چهار صد فیلم سی و پنج میلی متری ونزدیک به 4500 نوار وجود دارد که از آن به عنوان یکی از غنیترین مجموعههای خصوصی نام برده میشود.
ادامه مطلب ...
_پیش مقدمه سوالی است که شاید خودش پاسخ بقیه سوالها را به نوعی بدهد و یا در جهت برخی از آنها باشد. میخواهم بدانم وقتی به کشور من ایران آمدید با چه واکنشی در درونتان مواجه شدید؟ چقدر چیزی را که نسبت به زنان و مردان ایرانی در ذهن متصور بودید شبیه به چیزی است که در این چند روز که ایران بودید دیدید؟
کامپونیلی: ابتدا باید بگویم که احترام زیادی برای سینمای ایران قائل هستم. آثار سینمای ایران بسیار نزدیک به فیلمهای سینمایی ایتالیایی است. البته شاید به دلیل این است که نوع زندگی و فرهنگشان نیز شبیه به هم است. وقتی به کشور ایران آمدم و برای اولین بار در خیابانهای این کشور قدم زدم آنچه که دیدم با چیزی که در اخبار ایتالیا درباره این کشور شنیده بودم بسیار متفاوت بود.
با سلام به دوستان عزیز کانونی
امیدوارم تعطیلات تابستونی خوبی داشته باشید و گرچه حضورتون توی لوکیشن کانون کمتر میشه ولی فعالیتتون رو تو وبلاگ ببینیم.
همونطور که میدونید ترم جدید از اواسط شهریور شروع میشه و کم کم از همون موقع باید کارای اجرایی رو برای معارفه ورودی های جدید شروع کنیم. به نظرم بد نیست که از الان همه فکر کنیم که چه کارایی میتونیم انجام بدیم و از فراغت ذهنمون تو تعطیلات استفاده کنیم.
همه فکر کنیم و ایده هامون رو باهم مطرح کنیم و مشورت کنیم و طرحی نو در اندازیم و دست به کار شیم و ترم بعد رو خوب و با انرژی شروع کنیم !