یادمه اولین باری که اومده بود کانون، با یه بنده خدای دیگه
اومده بودن کانکس و من باهاشون صحبت میکردم. همون جا هم که رسیده بود، با اون
سیاست خاص خودش، قصد داشت که کارهای کانون فیلم و عکس فردوسی رو تو کانون ما پر
رنگ کنه (البت بی خبر بود که جلوی شکوری کانون بهشتی نمیتونه این کارو بکنه).
1- آغاز کلاس کارگردانی با تدریس فرزاد موتمن / پروژه ی شخصی / مدیریت محسن قدکساز و مسعود زرگر
2- آغاز ثبت نام کلاس فیلمنامه نویسی با تدریس علی اکبر علیزاد / پروژه شخصی / مدیریت سعید پشت مشهدی و خانم اسدی
3- تلاش برای اکران دکتر استرنج لاو / پروژه شخصی / مدیریت آقای عبدی
4- پایان تولید فیلم کوتاه کشتن مرغ مقلد / پروژه شخصی / مدیریت عباس شکوری
5- شروع مراحل تدوین و پس از تولید فیلم کوتاه دوراهی / پروژه شخصی / مدیریت سعید پشت مشهدی
6- آغاز تولید فیلم کوتاه آزادی / پروژه شخصی / مدیریت خانم فرشته مینایی
7- اکران خصوصی فیلم کوتاه کشتن مرغ مقلد / پروژه شخصی / مدیریت عباس شکوری
8- پایان برنامه ی بررسی فیلم های جشنواره فجر / پروژه شخصی / مدیریت مهدی قربانی
اصلاحیه ساعت 2 بامداد:
9- آغاز مجدد تلاش برای انتشار نشریه ی کانون / پروژه ی احتمالاً شخصی / مدیریت سعید چراغعلی
10- آغاز مجدد تلاش برای برنامه ی ویژه ی دوبله / پروژه ی شخصی / مدیریت خانم جهانی پور
(اگه موردی از قلم افتاده بگید)
شکور
عرض شود که سلام. اگه میخواستم برای پروسه ی انتهایی کار هر روز گزارش بدم، خیلی وبلاگ پر میشد بنابراین تصمیم گرفتم در انتهای کار، این گزارش فعالیت رو بنویسم:
ادامه مطلب ...توضیح: مورد آخر قبیح می باشد ولی از آنجا که امسال به صراحت در چند فیلم این لفظ آورده شده من هم آوردمش و شما هم فرض رو بر دیالوگ بودن اون جمله بذارید. با این حال با عرض شرمساری باید عرض کنم که احساس نویسنده ی زیرنویس در آوردن این لفظ زشت قابل درکه.
همچنین می تونید از نوشته شدن این لفظ قبیح در وبلاگ با توجیه «عملکرد در مسیر مشروع تحقیق علمی و هنری در ابعاد هنر زیرنویس و بررسی تطورات تاریخی این هنر در سینمای کشور» چشم پوشی کنید!
لازم به ذکر است ابراز هرگونه الفاظ مشابه با این لفظ از جانب نویسنده را حتی در مسیر بررسی تطورات تاریخی و بحث های علمی! قویاً تکذیب کرده و ذکر آن در این پست را صرفاً نوعی نقل قول اعلام می دارم! (امید که مورد سواستفاده واقع نگردد)
شکور
تا بعد از اکران سنجاق است
شنبه، 26 بهمن ماه، اکران خصوصی انجام خواهد شد.
تلاشم اینه که اکران ساعت 11ونیم تا 13 تو تالار مولوی انجام بشه ولی احتمال این قضیه کمه. اگه نشد، ایشالا در یکی از کلاس های ساختمان شهدا انجام میشه. دوستان علاقه مند برای تماشا، میتونن تا زمان اکران با تماس با من از زمان و مکان قطعی اکران مطلع بشن.
از تمامی عوامل تولید فیلم و همچنین اعضای کانون دعوت میکنم که برای تماشای این اثر کوتاه تشریف بیارن.
مدیر اجرایی/عباس شکوری
اصلاحیه26بهمن:
درحال حاضر کلاس 304 ساختمان شهدا برای 12تا 15 هماهنگ شده. اولین پخش ایشالا ساعت 12:30 خواهد بود و دومین پخش، بعد از ساعت 13. کلاسش رو من هنوز ندیدم که اگه تاریک نبود جابجا کنم
در راستای درخواست امور فرهنگی برای ساخت کلیپ دهه فجر از بنده زیر نظر کانون فیلم و عکس، مطابق با اساسنامه، کار با همکاری مهدی رسولی در این لحظه به پایان رسید.
نام کلیپ، پیروزی خون هست و مدت زمانش 4 دقیقه و 40 ثانیه.
دوستان می تونن در آرشیو کانون، کلیپ رو ببینن. ادامه مطلب ...
هرچند اخبار ناجوری از نوع مرگ هافمن به گوش می رسه ولی نباید بازی عجیب و غریب و خیره کننده ی این بازیگر رو فراموش کرد. کانون ما فیلم شک رو با بازی معرکه ی این بازیگر تو کارنامه ی اکران هاش داره.
حرفای فراستی در مورد متروپول رو کاملا حدس می زدم. ولی کسی می دونه دومین فیلمی که فراستی بهش توپیده چیه؟:
مسعود فراستی در روزنامه اعتماد نوشت: چگونه میشود فیلمهایی به این پرت و پلایی ساخت. فیلمهایی که به سختی میشود یک ربع شان را هم تحمل کرد. فیلمهایی که اکثرا حتی بد هم نیستند. کاش بد بودند. فیلمهایی که نه تلخاند نه شیرین نه حتی گس. مزهیی ندارند.
ادامه مطلب ...هر بار منتظریم که ببینیم سامان سالوری که «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» رو ساخته، آیا بر میگرده به مسیر خودش یا نه... ولی هر بار دریغ از بار پیش!
ادامه مطلب ...
من خیلی پوستر فیلم دوست دارم.
امسال پوسترها خیلی خوبه به نظرم. بعضی پوسترها صد برابر خود فیلم خوبن به ویژه پوسترهای متروپول و تمشک: ادامه مطلب ...
برای عنوان این پست این اسامی به ذهنم رسیده بود:
- چرا کارت فیلمسازی کیمیایی باطل نمیشه؟
- فاجعه ای دیگر از استاد!
- فراستی جان کجایی که استاد باز هم ترکانده...
- حالا نوبت فراستیه / متروپول
- فیلمی که برای پوستر ساخته شد
- آیا کیمیایی استاد است؟
- ده نمکی بدتر است یا کیمیایی؟!!!
...
دوستان در مورد تماشا کردن یا تماشا نکردن این فیلم سه گزینه پیش روتونه:
1- بلیط رو به سطل زباله ای پرت کنید و مطمئن باشید که با این کار 3 ساعت از زندگیتون رو ذخیره کردید
2- با عطار به سینما برید و 3 ساعت رو به خوشی و خرمی بگذرونید
3- تنهایی برید ببینید و سعی کنید یاد بگیرید که چجوری میشه با بازیگرهای خوب(قطعاً منظورم پولاد کیمیایی نیست)، بودجه ی خوب، لوکیشن خفن، فیلمبردار خوب و سایر عوامل خوب، فاجعه خلق کرد.
و در آخر: به نظر من متروپول بدترین فیلم کیمیاییه. حتی بدتر از رئیس.
با خانم تدریس، امیرحیدری، محمد فرامرزی و مصطفی عطارپور رفتیم که فیلم طبقه حساس کمال تبریزی رو ببینیم ولی درعین تعجب دیدیم که نه تنها نمایش این فیلم کنسل شده بلکه یه فیلم از فیلم های کار اولی جایگزین اون شده!
در این راستا با رهبری امیر حیدری رفتیم یه دعوای اساسی و معرکه راه انداختیم طوری که ملت زبون بسته هم تونستن خودشون رو کنار ما قرار بدن و کل سینما آزادی رو بهم ریختیم و یکی دو نفر هم روشون بدجور کم شد... خلاصه که رئیس سینما مجبور شد خودش بیاد باهامون صحبت کنه و طبق توصیفاتی که خودمون دیدیم (امیدوارم که دروغ و حیله نباشه) جلوی رومون به تهیه کننده ی فیلم (نوروزبیگی) زنگ زد و یه اکران ویژه برای این مشکل تو روز 5شنبه برای امثال ما که بلیط داشتن جور کرد. همچنین گفت حالا که تا اینجا اومدید میتونید برید فیلم جایگزین طبقه حساس رو هم ببینید. یعنی فیلم 5ستاره.
ادامه مطلب ...
پیشنهاد میکنم که مثل رویه ی سالهای پیش، هر فیلمی که در جشنواره می بینید رو مثل رویه ی معمول معرفی فیلم های وبلاگ، معرفی کنید ولی علاوه بر سبک و سیاق معمولی وبلاگ، مناسب بودن یا مناسب نبودن اون فیلم برای اکران در دانشگاه شهید بهشتی رو هم با ذکر علت در چهار خط ابراز کنید. (نیم نمره)
(دقت فرمائید که ذکر صرف فرمول نمره ندارد و استفاده از ماشین حساب مجاز است)
شکور
این متن رو بیشتر برای کسایی نوشتم که فیلم رو دیده ان...
اولین فیلمی که به لطف کانون در جشنواره ی امسال فجر دیدم بیگانه به کارگردانی بهرام توکلی بود
خودم احساس میکنم خیلی از جوزده های سینمایی که میخوان بگن خیلی روشنفکرن، بدجور منتظر کارهای توکلی هستن و امروز با ورود به سینما انتظار دیدن فیلمی که برخلاف سایر حاضرین اینقدر از دیدنش خوشحال بشم رو نداشتم. (من اصلاً خودم رو جو زده ی سینمایی نمی دونم. همچنین منظورم از سایرین، یاسین کریم زاده، خانم ترابی، خانم حق طلب و ایزدی نبود ها)
دقت کنید که میگم «خوشحال بشم» نه اینکه فیلم خوبی باشه.
نکاتی که بدون "گذاشتن وقت" از این فیلم باید عرض کنم تا اگه سایرین هم دیدن بگن که آیا موافقن یا نه اینهاست:
ادامه مطلب ...دوستان کانونی. به نظر من در حال حاضر یکی از مشکلات واقعی مهمی که در این کانون داره زیاد میشه، نه روحیه ی کاسب کارانه است(که چراغ اینقد ازش می ترسه)، نه خاله زنک بازی(که بازم چراغ ازش می ترسه). بل مشکلات دیگه ای از جمله «گوشه نشستن و وارد میدون نشدن و فریاد زدن: لنگش کن» هست. (قبلا هم در یه موقعیت، مشکل حاد خاله بازی رو حس کردم و به نظرم راهکارم به شدت جواب داد و البت که در اون ماجرا هم دوستان گفتن حاجی این چه راهکاریه دیگه، در صورتی که قبلش همش گفته بودن که لنگش کن!)
ادامه مطلب ...پشت مشهدی (لعنت الله علیه از جانب بنده) گفت که مثل اینکه 5 شنبه به علت یه مسئله ای تمام سانس های تمام سینماها مجانیه. و ازونجا که این صفت مجانی بودن برای بنده به شدت مسئله و وصف حیاتی ای محسوب میشه، برنامه ریزی می کنم که در صورت واقعیت داشتن این وصف، از دست ندم. خواستم بگم اگه واقعا چیزی که مشهدی گفت صحت داره، و دوستان دیگری هم هستن که 5شنبه میخوان به فیض عظمی برسن، بیاین با هم بریم و صندلی های سینما رو بکنیم بیاریم برای کانون.
شکور
به عنوان یکی از اون 5نفر گروه قضاوت فعالیت عرض می کنم خدمتتون که:
1- در صورت داشتن اعتراض، هرچقد با جزئیات بیشتر اعتراضتون رو موجه کنید، به نتیجه رسیدن اعتراضتون محتمل تر خواهد بود.
2- سوالی که وجود داره اینکه که بلیط برای کسایی که حضور ندارن یا نمیان دنبالش چجوری باید توزیع بشه؟
راه اول که ایزدی پیشنهاد داد اینه که تو وبلاگ اعلام کنیم هرکس سهمیه ی بلیطش رو میخواد تو وبلاگ اعلام کنه در غیر این صورت سهمیه اش تو سهم سایرین توزیع میشه. این راهکار، مخالفینی مثل حیدری داره
راه دوم که به ذهن من رسید اینه که ما سهم همه رو شنبه تقسیم کنیم ولی هر وقت که داشت زمان اکران بلیط فلان کس که نیومده دنبالش می رسید، مسئول توزیع که همچنان قربانی میشه یا کسی به نمایندگی از قربانی حق این رو داشته باشه که بلیط رو به کسی که صلاح می بینه و در دسترسش هست بده تا فیلم حیف نشه. با این شرط که توزیع کننده خودش حق نداره بلیط رو برداره
شکور
از ساعت 3 تا 6 صبح طول کشید!
یک فیلم اسکورسیزیایی کامل و ناب
با ایده ی ای ابتدایی مثل صورت زخمی
نوع داستانی محبوب اسکوسزی. اوج و فرود یک تبهکار.
فیلمی که حتماً باید ساخته می شد.