این پست تا ده روز دیگه, مسنجوق شده و در ابتدای وبلاگ باقی می ماند.
هر کس برای عکس زیر, متن بهتری بنویسه, با رای بچه ها برنده اعلام میشه و جوایز زیر به برترین ها داده میشه. ادامه ی مطلب رو ببینید
برادرم سر میزنه به وبلاگمون...بهش پیشنهاد دادم که نظر بذاره و اگه فیلمی رو خیلی خوشش اومده نقدش کنه یا بهمون پیشنهاد بده ببینیم و او هم اولین پیشنهادش رو همون موقع داد...مثکه همین چند ساعت پیش فیلم رو دیده:
ادامه مطلب ...
برای جلوگیری از هرگونه تبلیغ این فیلم ضعیف, مطالب را در ادامه ی مطلب میذارم...
پشت صحنه ی ساخت فیلم تردید...فروردین 91
از راست به چپ:
ادامه مطلب ...
ز راست به چپ:محمد زین العابدین زاده، رامین همت زاده، عباس شکوری، محمد فرامرزی، اشکان توپشکن
معارفه ی ورودی های 91-92 /لابی تالار امام علی /مهرماه 91
ادامه مطلب ... اگه نمیخواید فیلم لو بره، به هیچ عنوان ادامه ی مطلب رو نبینید...
ترسناک ترین فیلم تاریخ!
فیلمی که با دیدنش ماه ها از تنهایی ترسیده ام و هنوز هم که به فکرش می افتم، کمی می ترسم...
اگه ندیدید، حتما حتما حتما ببینید
و حتما حتما، نسخه ی ژاپنیش رو ببینید
اگه کسی این فیلم رو داره، مخصوصا با دوبله البته، بیاره ببینیمش...
اصلا بیاره پخشش کنیم
پوستر فیلم، بسیار بسیار زیبا و متناسب با فیلمه
شکور
مث سابق دوست دارم یه سری عکس یا پوستر خوب رو بذارم
سی روز شب، یکی از فیلم های خون آشامیه که هم موقعیت باحالی رو تو فیلم ایجاد کرده، هم یه سری سکانس خیلی باحال داره (به ویژه سکانس تیراندازی هایی که از بالا نشون داده میشه و مخصوصا سکانس پایانی فیلم)، اسم خیلی خفنی داره و همچنین یه پوستر معرکه...
دوستان ژانر وحشت از دیدنش خوششون میاد
شکور
بعد از فیلم «آبراهام لینکلن، قاتل خون آشام ها» این بهترین فیلم خون آشامی هست که دیده ام...
پیشنهاد می کنم اگه علایق پشت مشهدیایی دارید، ببینیدش
اصلاحیه: عنوان پست در 2 تیر اصلاح شد
شکور
پشت صحنه ی ساخت فیلم «تردید ...»
تست پرده ی آبی برای جلوه های ویژه
روبروی کانکس 5 (خدایش بیامرزاد)
اکران دربند
جواد شالیکار- مسئول امور مالی و فروش بلیط اکران
لابی تالار ابوریحان- پیش از ورود تماشاچیان
جلسه ی نقد و بررسی فیلم دربند با حضور عوامل-شنبه 28 اردیبهشت 92
سن مرکز همایش های بین المللی تالار ابوریحان، در مقابل 700 تماشاچی
از راست به چپ: زین ال، دبیر، عوامل!!
شکور
آقا سید، یکی از کارمند های دانشگاهه
من و عطار متوجه شباهت عجیب سید به اسکورسیزی شدیم و یه بار که داشت از جلوی در کانون رد می شد، اجازه داد که باهاش عکس یادگاری بندازیم...