ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
نئورئالیسم، اصطلاحی که نخستین بار توسط منتقدان ایتالیایی " آنتونیو پیترنگلی "و " امبرتو باربارو " به عنوان جنبشی در سینمای ایتالیا تعریف شد که آغازگر آن فیلم " وسوسه " ساخته لوکینو ویسکونتی بود.
(داریوش مهرجویی در کنار ویسکونتی در جشنواره ونیز 1971 که با فیلم گاو برنده ی جایزه منتقدین شد)
تولد سینمای نئورئالیستی ایتالیا را میتوان از سالهای 1943-1942 دانست. زمانی که حکومت فاشیستی موسولینی نفسهای آخرش را میکشید و ایتالیا در آتش جنگ میسوخت و به همراه دار و ندار مردم، تمام امکانات فیلمسازی ایتالیا هم از بین رفت. ویرانههای شهرک بزرگ سینمایی چینه چیتا، اردوگاه آوارگان جنگی شده بود و حتی فیلم خام به اندازه کافی یافت نمیشد. با تمام این اوضاع مکتب نئورئالیسم شکل گرفت و نام سینمای ایتالیا را در تاریخ سینمای جهان به درخشش در آورد.
فیلم
" وسوسه " (1942 ) برداشتی آزاد از داستان " پستچی همیشه دو بار
زنگ می زند" اثر " جیمز کین " بود که به ایتالیایی برگردانده شده
بود.
این فیلم که در محلهای طبیعی فیلمبرداری شد از نظر تصویری اصالتی بدست آورد که قابل قیاس با میزانسنهای مصنوعی تحمیل شده به فیلمهای ایتالیایی دوران رژیم فاشیستی نبود.
در
واقع نئورئالیسم گرایش کاملا جدیدی هم نبود. بلکه رواج مجدد قالب برخی از فیلمهای
ایتالیایی دهه 1910 و بعدتر بعضی فیلمهای ساخت فرانسه ( آثار ژان رنوار ) و بعضی
کشورهای دیگر بود. اما در سال 1942 بصورت جنبشی آگاهانه و نوپا در سینمای ایتالیا
مطرح گردید.
عوامل
اقتصادی ‚ سیاسی و فرهنگی کمک کردند تا نئورئالیسم پا بگیرد.فیلمهای متعددی به
تقلید از" وسوسه " به سبک نئورئالیسم ساخته شدندکه در بین آنها فیلم دزد
دوچرخه(1942 ) ساخته ویتوریو دسیکا را می توان نام برد. با اینحال بخاطر جنگ هیچ
یک از آنها در خارج از ایتالیا مطرح نشد تا اینکه فیلم "رم، شهر بی دفاع
"1945 ساخته روبرتو روسلینی مبلغ جنبش نئورئالیسم در سطح بین المللی گردید.
پس
از آن سایر فیلمهای نئورئالیستی مورد توجه جهانیان قرا گرفتند که از آن جمله می
توان به " پیزان " و " آلمان سال صفر " (1947 ) روبرتو
روسلینی ‚ " واکسی " و
" دزد دوچرخه " اثر دسیکا‚ فیلمهایی از آلبرتو لاتوادا مثل "آنا"و
"نورهای گوناگون" و " بنام قانون " ساخته پیترو ژرمی اشاره
کرد.
نئورئالیسم
شیوه مشخصی در سبک فیلم به بار آورد . در سال 1945 جنگ قسمت عمده چینه چیتا را
ویران کرده بود‚ از این رو پلاتو و تجهیزات صوتی کمیاب بود. در نتیجه میزانسن
رئالیستی متکی به محلهای واقعی شد. فیلمبرداری در خیابانها و خانه های شخصی باعث
شد که فیلمبرداران ایتالیایی شیوه ای پیش بگیرند که در آن نظام نور پردازی "
سه نقطه ای " هالیوود رعایت نمی شد. اگر چه در فیلمهای نئورئالیستی اغلب از
بازیگران مشهور تاتر و سینما استفاده می شد‚ نابازیگران نیز به خاطر سر و وضع و
رفتار رئالیستی شان در این فیلمها به کار گرفته می شدند. دسیکا یک کارگر کارخانه
را به عنوان ستاره فیلم” دزد دوچرخه” انتخاب کرد. سینمای ایتالیا دارای سنت طولانی
در دوبله بود و مهارت فیلمسازان در صداگذاری بعد از فیلمبرداری به آنها اجازه
میداد که در محلهای واقعی با افراد فنی کمتری کار کنند و دوربین خود را آزادانه حرکت
دهند. آزادیهای فی البداهه نسبی در بازی و صحنه ‚ قابلیت انعطاف خاصی در قاب بندی
و حرکت دوربین را موجب شد ‚ که در صحنه مرگ پینا در "رم، شهر بی دفاع "
‚و در سکانس پایانی " آلمان سال صفر " خود را به رخ می کشد. نماهای
تعقیبی در بازار روباز در" دزد دوچرخه " امکاناتی را که کارگردانهای
نئورئالیست در فیلمبرداری در محلهای واقعی یافتند ‚ نشان می دهد.
دو
پهلویی فیلمهای نئورئالیستی نیز محصول روایتی است که از شکل گیری یک آگاهی دانای
کل بر فراز رویدادها جلوگیری می کند. گویی وقوف بر تمامی واقعیت غیر ممکن است. این
بخصوص در پایان بندی فیلمها کاملا آشکار است.گرایش نئورئالیسم بر طرح و توطئه
مقطعی و بر روایتگری نا محدود باعث شده است که بسیاری از فیلمها بر خلاف سینمای
هالیوود پایان باز داشته باشند.
نئورئالیسم
در سال 1950 به تدریج رو به افول نهاد. ولی دامنه ی آن به عنوان یک سبک فیلمسازی
در بسیاری از کشورها گسترده شد. مثلآ در هندوستان، بسیاری از فیلم های ساتیاجیت
رای دارای سبک نئورئالیستی اند و در آمریکا، الیا کازان زیر تاثیر این سبک قرار
گرفت. در میانه ی دهه ی پنجاه، نئورئالیسم بدل به قالب اصلی در انگلستان شد و تا
نزدیک به یک دهه دوام یافت. فیلم های اولیه ی تونی ریچاردسون، کارل رایتس و لیندسی
اندرسون هم اصول سیاسی و هم ویژگی های سبک نئورئالیسم را منعکس می کردند.
رم
، شهر بی دفاع ساخته ی روبرتو روسلینی، شاید کاملترین نمونه ایست که نقطه ی عزیمت
نئورئالیسم هم به عنوان یک جنبش و هم به عنوان یک سبک فیلمسازی بود. این فیلم که
نوشته ی چزاره زاواتینی ، یکی از بزرگترین فیلمنامه نویسان تاریخ سینما، بود
تاثیری انفجاری بر سینما گذاشت. روسلینی بخشی از فیلم را هنگامی فیلمبرداری کرد که
نازی ها تازه داشتند رم را ترک می کردند. فیلم از صداقت بی رحمانه ای اشباع شده
است. می گویند که روسلینی در پی نمایش فیلم گفته بود "چیزها اینجوری
اند". این سخن بدل به شعار جنبش نئورئالیسم شد.
چزاره
زاواتینی نظریه پرداز این مکتب و همین طور نویسنده اصلی این مکتب در 1942 شروع
نوعی جدید از فیلمسازی را خبر داد. سینمایی که به گفته او به واقعیت روزمره
اجتماع میپردازد و به قول خودش «فیلم آرمانی است که در ظرف نود دقیقه هیچ اتفاقی
در آن نیفتد.» سینمایی که سنت داستانهای شسته رفته و از پیش تعیین شده را کنار میگذارد
و در بهترین وضعیت به سراغ یک موقعیت دراماتیک میرود؛ برای نزدیک شدن به واقعیات
جامعه ابزار خود را به مکانهای واقعی میبرد و از نابازیگرها بازی میگیرد. این
منش در فیلمسازی با صبغه مارکسیستی که بعضاً در سردمداران نئورئالیسم دیده میشد باعث
شد که موضوعاتی همچون فقر و روابط سرد جامعه طبقاتی و فرو دستی و زیر دست و پا
بودن طبقه فقیر و جنگ زده به موضوع همیشگی این فیلمها بدل شوند.
تاثیرپذیری
نئورئالیسم از دو جریان فیلمسازی کاملاً مشهود است. مکتب مونتاژ شوروی و رئالیسم
شاعرانه فرانسه.
واقعگرایی القاءگرانه فیلمهای مکتب مونتاژ شوروی و سبک خاص تدوین آنها جلوه خاصی در فیلمهای نئورئالیستی نیافت و تشابه این دو سینما بیشتر در زمینه ایدئولوژی باقی ماند. اما سبک تیره و در عین حال پرداخت غنایی فیلمهای رئالیسم شاعرانه فرانسه نقش پررنگ تر در فیلمهای این مکتب سینمایی دارد.
مطالب بالا از سایت سینما سنتر بود
وقتی به «اون شب که بارون اومد» نگاه میکنم، حس میکنم این فیلم هم زمان اصول مکتب نئورئالیستی ایتالیایی رو با مهارت ها و ایده های مکتب فرمالیسم شوروی با هم پیش میبره.
شکور
ممنون بابت متن و اطلاعات مفید..
اما چرا کانون فیلم ، جلسات نقدی برگزار نمی کنه که مثل این مطالب اونجا و با پخش فیلم ارائه بشه؟؟مثلا اگه هر هفته به بررسی یک سبک و مکتب بپردازیم ، اطلاعات بیشتری منتقل خواهد شد!!
و در اخر سپاس فراوان بابت پخش "اون شب که بارون اومد"
قربانت
کی گفته برگزار نمیکنه؟
آخرین بحث های ما مربوط میشه به نشست عمومی «تحلیل ژانر و ژانر علمی تخیلی» و نشست خصوصی «تحلیل ژانر وحشت»
از مسئولین وبلاگ خواهش میکنم آدرس ایمیل آقای گشایشی رو تو لیست آدرس ها وارد کنن و جلسات نقد رو به اطلاع ایشون هم برسونن
شکور
اون شب که بارون اومد ب نظرم تنها یک فیلم نیست...یک کارگاهه . . . یک کتابچه تاریخی . . .