ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
دیروز جلسه ی کانون برگزار شد
اول باید از دکتر کاظمی، دکتر جباری و خانم برزگر بابت انجام بروکراسی های لازم برای انجام جلسه تشکر کنم
دوم باید از همه ی بچه هایی که برای تشکیل این جلسه کمک کردن هم کلی تشکر کنم مخصوصا از خانم جهانی پور
سوم باید از تقوی، محیط و زین ال تشکر کنم که روز قبلش اومدن درمورد فردا حرف زدیم
شاید ندونید ولی من روز قبل از جلسه از 6 مرد منطقی کانون(از نظر
خودم البت) خواستم که بیان یه لابی کنیم و درمورد حرفایی که میخوام تو جلسه بزنم
صحبت کنیم و مغز من رو چکش کاری کنن(۶تا با خودم البت)
اشکان رفت انزلی، فرامرزی سر کار بود ولی محیط ، زین ال و تقوی رو(البت با 40 دقیقه تاخیر) تونستم دور هم جمع کنم و دو ساعت با هم حرف بزنیم...
و در آخر هم از همه ی شما که دعوتم رو پذیرفتید باید تشکر کنم مخصوصا خانم عبداللهی و خانم بشیری که از خارج از تهران فقط برای شرکت تو جلسه تشریف آوردن
دیروز اولین مصداق از مفهوم «روز کانون» عملیاتی شد
برای درک مفهوم «روز کانون» به لینک
مراجعه کنید
درسته که جلسه، یه پروژه ی شخصی بود و براش رای گیری ای رخ نداده بود، ولی حضور 40 نفر تو این جلسه، مصداق کامل یه جوشش کانونی بود...
از سرفصل هایی که برنامه ریزی کرده بودم به مهمتریناش رسیدیم
درسته که از 10 تا 14 فک زدم ولی خیلی هم متکلم وحده نبودم
۱- علت برگزاری جلسه
2- تاریخچه ی کانون
3- بررسی نگاه خارجی به کانون فیلم
4- بررسی نگاه داخلی در کانون فیلم
به این مسائل رسیدیم
ولی دو موضوع بعدی که فعالیت های تابستان و ماه اول سال بعد کانون بود رو نتونستیم بحث کنیم..
دیگه ملت نا نداشتن که ادامه بدیم
از علت برگزاری جلسه شروع کردیم...اینکه سوتفاهم نسبت به مفاهیم، باعث اصلی بدبینی نسبت به اتفاقاتیه که داره رخ میده و با این جور جلسات میشه ایده ها رو گفت تا ملت حداقل صورت مسئله ها رو بدونن تا بعدا برن دنبال پیروی از ایده ای که به نظرشون درست تره
بعد از اون تاریخچه رو شروع کردیم و من از سختی هایی که تحمل شده تا به اینجا رسیدیم گفتم
معلوم بود که ملت تعجب کردن
و امیدوارم که باور کرده باشن
به «نگاه بیرونی به کانون» پرداختیم...و ریز به ریز درمورد این که چه توقعاتی از کانون فیلم هست و اینکه اعضای کانون به نظرشون کدوم یکی از این توقعات به واقعیت کانون نزدیک تره صحبت کردیم
و در آخر به طولانی ترین و پربحث ترین قسمت یعنی «نگاه درونی کانون درمورد خودش» رسیدیم که مهمترین موضوعات مورد بررسیش، کلیت قانون و مفاهیمی مث دموکراسی و حق رای و این حرفا بود...
میون جلسه یه نهاری هم دور هم خوردیم و چند تا عکس یادگاری گرفتیم...
امیدوارم که بتونم جزئیات جلسه رو تو آرشیو کانون قرار بدم
درضمن تقوی تو لابی ای که روز قبل جلسه کردیم، بهم قول داد که قسمت دوم پروژه ی آماده سازی کانون برای سال بعد (سالی بدون حضور قدیمی ها) رو برعهده بگیره
شکور – مدیر اجرایی
بسیار هم ارزنده
آفرین که بالاخره یه نظر گذاشتی
حاجی در همین حد هم بسیار عالیه
همه میدونیم که سرت مث اسب شلوغه
فقط وقتی سر میزنی به وبلاگ، یه اهن و اوهونی هم ثبت کنی، دلگرم میشیم
قربونت مهندس
دیروز ، روز خوبی بود
عجب جلسه ای بود
خوشمان گذشت
دست همه ی دست اندر کاران برگزاری درد نکنه
خصوصا خانواده ی محترم امور فرهنگی
دکتر حاج جباری استاد گروه ریاضی ان ها!(ذوق کردم الان)
خواهش میکنم من و خانوم مرادپور هر کاری کردیم از روی وظیفه بوده..
مرسیییییییییییییی.مختصر و مفید
وااااااااااای چقد دلم میخواست توی این جمع باشم

اگه میشه در مورد این قسمت دوم پروژه (در نبود قدیمی ها) توضیح بدین
خدا رو چه دیدید شاید بتونم کمکی کنم با وجود این که خیلی وقت ندارم اما علاقه مندم به شددددددت
عرض کن که تقوی پیشنهاد کرد که علاوه بر این جلسه ی همگانی، یه سری از اعضای جدیدی که روشون حساب وا کردیم رو اختصاصی باهاشون حرف بزنیم
عمیق تر و عملیاتی تر
انداختیم گردش خودش که این کارو شروع کنه
شکورم
با این پروژهه ( قدیمی ها و اینا )که تقوی مسئول شده واسش.. یعنی بدجووور موافقم..
اون روزو هیچ وقت فراموش نمی کنم!!!
با وجود اینکه خیلی خسته شدم ولی.... خییییییییییلییییییییی خوب بووووود! دست آقای شکوری درد نکنه! گل کاشتن!
من 1 ماهه که کانونی شدم و یک سال از فارق التحصیل شدنم مونده.این جلسه باعث شد من انگیزه بگیرم که فوق رو هم این دانشگاه بگیرم تا کانونی بمونم.جالبه ....نه؟از الان برای نبودن دوستان قدیمی در سال بعد دلم گرفت. امیدوارم شاهد حضور گهگاهیتان در کانون باشیم.یعنی خواهش می کنم آقای شکوری
یکی از انگیزه های اصلی من برای قبولی فوق تو این دانشگاه ، کانون فیلم بود
پس شما هم میتونید
درضمن
لطف دارید
شکور
پریسا جهانی پور متشکرم که جلسه کانون رو به من اس ام اس کردی.
به سبا:
توت منیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!
خیلی نامردیییییین...خیلی.من علیل و مریض 10 روزه تو خونه خوابیدم.یکی جای منو خالی نکرد....
خیلی روز خوبی بود ... روز کانون !