با هماهنگی دبیر رفتم پیش دکتر صالحی زاده و 3 موضوع درمورد کانون رو مطرح کردم:
ادامه مطلب ...ربوده شده | پیر مور
عرض شود که من پیامکی هم به دلیاری گفتم که حرکتش درست نیس ولی شنیدم که خوب کارش رو انجام داده و تمام شده
ادامه مطلب ...
نمیدونم نوید رو میشناسید یا نه
همون سرباز ریجکت صفایی
ادامه مطلب ...
نامه ای به دست خانم برزگر رسیده که ازشون خواستم تا تو نظرات بذارن تا من پستش بکنم:
ــــــــــــــــــــــــــ
اهداف و اولویت های فرهنگی سال تحصیلی ۹۲-۹۱
ادامه مطلب ...
از راست به چپ: عباس شکوری(به نمایندگی از کانون فیلم و عکس)، دکتر کاظمی کارگر(مدیر اسبق امورفرهنگی)، دکتر صالحی زاده(مدیر جدید امورفرهنگی)
ادامه مطلب ...
رنگ خدا |مجید مجیدی
محمد (محسن رمضانی):
- می دونی چیه،
هیشکی منو دوست نداره. من می دونم چون نمی بینم همه می خوان از دستم فرار
کنن. معلم مون می گه خدا شما نابیناها رو بیشتر دوست داره چون نمی بینید.
ولی من گفتم خانوم اگه مارو دوست داشت چرا ما رو نابینا کرد تا اونو
نبینیم؟ بعد گفت خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست. می تونید اونو حس کنید.
گفت شما با دستاتون می بینید. حالامن همه جارو می گردم تا یه روزی بالاخره
دستم به خدا بخوره.
زین ال گفت که دیروز آخرین جلسه ی کلاس فیلمنامه نویسی هم تمام شد و بحث مالیش هم انجام شد
به این ترتیب این کلاس تمام و کمال به اتمام رسید
همچنین با واریز سوبسید دانشگاه به حساب دکتر تقوا، بحث مالی کلاس تحلیل روانشناسی فیلم هم به پایان رسید
شکور
اولین دشت کانون، مرد سیندرلایی بود...بلیطی 200تومن...اونم تو تالار دانشکده ی اقتصاد
و اولین باری که تونستیم یه بنر 2در3 برای کارمون بزنیم هم همین کار بود
اونقد ذوق کرده بودیم که با بنر عکس انداختیم...
اون زمون واقعا گام بلندی بود
افتضاح بلند
حتی برای اکران دو سانسه ی 1500نفره ی میم مث مادر هم موفق نشده بودیم بنر دو در سه بگیریم
این اکران، آخرین حرکت کانون تو دبیری من بود...البت بعد از اون، فیلم روز سوم رو تو تالار امام خمینی تو همون سال اکران کردیم...
ناصرالدین شاه آکتور سینما
ادامه مطلب ...
یه مسئله ی بسی مهم
همگی برای دادن امضا به کانون مراجعه کنید
جزئیات رو از دبیر بپرسید
مدیر اجرایی جلسه ی خاص مطرح شده در گذشته...
شکورم
خانم برزگر از بین اعضایی از کانون که میخوان فارغ التحصیل بشن، باید یه نفر رو اعلام میکرده و از بین بچه ها اسم من رو رد کرده اند و بعدش به من گفتن قضیه رو
ادامه مطلب ...این خوشگل ترین دیالوگیه که تاحالا شنیدم:
آدم برفی|داود میرباقری
داریوش ارجمند (اسی دربدر) خطاب به اکبر عبدی (عباس خاکپور):
اینجا نمی شه به کسی نزدیک شد. آدما از دور دوست داشتنی ترن. اگه دو نفر به قیمت دوستی مجبور شن به هم دروغ بگن، بهتره تنهایی بشینن و به چیزایی که دوست دارن فکر کنن. تو این دیار برد با اوناییه که از مخشون کار می کشن. بخوای از دلت مایه بذاری سوختی
ازونجایی که سر زمان مشکل پیش اومد رای گیری قبلی رو اینطور اصلاح میکنم:
به کدوم مورد رای میدید؟
1- 3 تیر ساعت 10
2- 3تیر ساعت 12
3- 3تیر ساعت 14
4- 3 تیر ساعت 16
5- 4تیر ساعت 10
6- 4تیر ساعت 12
7- 4تیر ساعت 14
8- 4تیر ساعت 16
9- 5تیر ساعت 10
10- 5تیر ساعت 12
11- 5تیر ساعت 14
12- 5تیر ساعت 16
رای بدید...
شکورم
اصلاحی 2تیر:
دوستان، علت اینکه من تو پست قبلی برای 5ام رای گیری کردم این بود که تو پست مربوط به گرفتن زمان امتحانات خانم محبوبی نوشته بودن که 4ام و من فکر کردم 4ام آخرین امتحانشونه
پس برای اینکه خانم ترابی هم باشن من الان پیشنهاد میکنم که به روز چهارم رای بدید که هم دیگه خانم محبوبی هستن و هم خانم ترابی
شکور
مطابق با نظراتی که در پست
گذاشته شده، 5تیر کسی دیگه امتحان نداره...
دوستان رای بدید
مخالف یا موافق که ساعت 12 روز دوشنبه 5تیر جلسه داشته باشیم؟
از دوازده شروع کنیم تا هر وقت که صلاح دیدیم
این یه رای گیریه و اگه پیشنهاد دیگه ای نباشه تا 4تیر ادامه داره
شکورم
همین الان جمله ای رو به یکی از قدیمی های کانون گفتم:
عمیق نگاه نمیکنی
اگه وبلاگ پررنگ نشه
نمیشه دموکراسی کانون رو حفظ کرد...