کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی
کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی

کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی

نارنجی پوش رو دیدم

یک مشت با کلاس حال بهم زن


 

اگه به نتیجه اش نگاه کنیم باید بگم که آفرین...نتیجه ی خوبی داره...واقعا فکر کنم که ملت به خاطر این فیلم کمتر آشغال بریزن مخصوصا با کارای عجیب و غریب بهداد

به نظرم ازین جور فیلمها، فیلم اخراجی ها بود که به خاطر خندوندن ملت، مثلا فیلم ساخته بودن

نارنجی پوش، یه فیلمیه مثل «چه کسی از گربه های ایرانی خبر دارد» که هیچی نداره جز کارای عجیب و غریب سوپر استارش ولی در عین حال خوشگله (البت بازی لیلا حاتمی خیلی خوبه)

فکر میکنم اگه تدوین صفی یاری نبود، فیلم نابود بوده[1]

به نظر میاد که صفی یاری فیلم رو با صدها ساعت راش این ریختی تدوین کرده

تدوینی کلاژ گونه که ابتدا یه تدوین معمولی به نظر میاد ولی با توجه به سفارشی بودن و کم کاری عوامل در ساخت فیلم (البت اینطوری به نظر من اومد) برای فیلم نجات بخش بوده[2]

البت الان که دارم اینها رو مینویسم ، 40 دقیقه از فیلم باقی مونده

...

تناقض عجیب و غریبی هم تو فیلم دیده میشه...بهداد پول قبض برق و گاز و ... دفتر عکاسیش رو نداره ولی تو خونش مهمونی آنچنانی داره، حتی پیانو هم می نوازه، تازه به وکیل زنش هم میگه که یه تکون به خودش بده روزی ده میلیون در میاره!

بعدش هم میفهمیم که بهداد ماهی دو سه ملیون نفقه میده

....

تقابل حاتمی با بهداد سر رفتن از ایران رو مقایسه کنید با جدایی نادر از سیمین...چقد جدایی بزرگه

...

به نظر میاد کسایی که به جدایی تهمت غرب پرستی زدن، از این فیلم خیلی خوششون بیاد

...

لیلا حاتمی تا چوب جارو رو میگیره میگه که چه حس خوبی داره و بهش آرامش میده!!خنده دار بود

...

بعد از اون دادگاه جنجالی تو خیابون اینقد خوب و گل با هم حرف میزنن!!!با کلاس های حال به هم زن...با کلاس هایی که پاش که بیفته، از هیچ تهمت و دروغ و دغلبازی و نامردی و کثافت و نارفیقی فروگذار نمیکنن ولی بعد از گذشتن یه دقیقه از گندکاریشون، طوری منطقی و با اخلاق و های کلاس باهات صحبت میکنن مث اینکه یه دقیقه پیش اونهمه تهمت و دغلبازی رو یکی دیگه انجام داده بود...(البت به نظرم این اخلاق، اخلاق باکلاس های تهرونیه متاسفانه...حداقل من که تو تهرونی ها خیلی زیاد دیده ام)...

و قرآنی که قرآن نیست...یه سنته برای راهی کردن مسافر...

... فیلم، قشری از جامعه ی تهرونی رو توصیف کرده که با چندتاشون آشنام...فیلم واقعیت داره...هرچند موضوع اصلی، این قشر خاص نیست

به اواخر فیلم رسیدم و سر تدون به شک افتادم

اینسرت های استخدام و خون گوش بهداد خیلی بد بود...خیلی خیلی بد

بازیگر مرد همکار بهداد که عکاس بود به شدت بد و لوس بازی میکرد...طناز طباطبایی هم...

...

مردی که تا دو ساعت پیش دم از دزدیدن بچه اش میزد، بازم وقتی با دزد مواجه میشه، های کلاس بودنش اوج میگیره!

اصلا معلوم نیست اینا چه جماعتی ان دیگه

و البت که وجود دارن

و البت که اه اه

...

الان فیلم تموم شد

چی بگم؟ یه فیلم سفارشی که سفارش داده شده رو به نحو احسن به انجام رسونده

یه فیلم بی سر و ته و فیلمنامه و دیالوگ که از عناصر عوام پسند خوب استفاده کرده تا مفهومی رو انتقال بده

انتقال میده...ولی به بهای پایین آوردن سطح کارگردان بزرگ میهمان مامان

آورین و حیف

شکور



[1] این جمله ام برای قبل از تموم شدن فیلمه...الان که فیلم تموم شده، به تدوینش هم مشکوکم

[2] به پاورقی قبلی نگاه کنید

نظرات 8 + ارسال نظر
محمدمهدی رسولی یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 16:13

فیلم واقعا سطح بالایی نداره...اما برای من بطور شخصی دوست داشتنی بود...ساده ساخته شده بود و البته سوتی زیاد داشت...

دلنــاز طلاکوب یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 19:17

-من این فیلمو هم تو جشنواره دیدیم هم نسخه ی خانگیش رو...
نمیتونم با منطق نقدتون کنار بیام ... این یه نقده یا ابراز سلیقه ی شخصی ؟!
-اصلا از فیلم دفاع نمیکنم و حتی باید بگم کارای عجیب غریب سوپراستارهاش هم که اشاره کردین، چندان برام جدید و جذاب نبود ولی با مقایسه اش با اخراجی ها و جدایی مخالفم؛ خصوصا در مورد جدایی، که ارتباطی بین "پدر" در جدایی و "پدر" در این فیلم پیدا نمیکنم! چرا باید تقابل حاتمی با بهداد سر رفتن مقایسه بشه؟ در مورد اخراجی ها هم متوجه دلیل مقایسه شدم ولی قبولش ندارم!
-برداشت من این بود : مشکل اصلی حامد نه بی پولی بلکه بی نظمیه ( در پاسخ پول قبض و پیانو و نفقه)
* البته تو دی وی دی ها صحنه آخر و چند لحظه ی کوچک دیگه نبود! به نظر من حذف صحنه ی آخر سرنوشت فیلمو عوض میکنه ... هر چند من این پایان (نسخه خانگی) رو بیشتر دوست داشتم! ولی شاید دیدنش نظرتون رو عوض میکرد ... شاید!

جهان یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 21:07

"و قرآنی که قرآن نیست...یه سنته برای راهی کردن مسافر..."
چه جمله ی قشنگی...

امید صفایی دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 18:48

وقتی دیدم نوشتی هنوز ۴۰ دقیقه از فیلم مونده دیگه ادامه پست رو نخوندم شکور ببخشید

علی سه‌شنبه 28 آذر 1391 ساعت 17:46 http://1asgari.ir

جناب شکوری ، مثل اینکه فراموش کردید مهرجویی قبل از اینکه کارگردان باشه فارغ التحصیل فلسفس.
به نظرم فیلم رو خیلی دست پایین گرفتین.
یا شاید من زیادی روی مهرجویی حساب کردم.

شکور چهارشنبه 29 آذر 1391 ساعت 16:29

والا من چیزی که میبینم رو میبینم
دروغ که ندارم بگم
یا من در اشتباهم و کار خوبه
یا من در اشتباه نیستم و کار بده
خلاصه که اینجا جاییه برای اینکه هر کس هرچیزی که فکر میکنه درسته رو بگه
ما هم اینا رو بدون حب و بغض گفتیم
و البت خواهیم گفت
...
شکور

به امید چهارشنبه 29 آذر 1391 ساعت 16:35

خوب من در حین بعضی فیلم ها میتونم تایپ هم بکنم بدون اینکه تمرکزم خراب بشه
و بعضی از مسائل فیلم هم هست که به نظرم حتی در حین نگاه کردنشون هم میشه درموردشون صحبت کرد
درضمن این فقط یه علاقه ی شخصیه که من در حین فیلم درموردش مطلب می نویسم و در انتهاش هم درمورد مطالب قبلیم نظر میدم
همونطور که در انتهای فیلم درمورد صحبت هایی که حین فیلم نوشته بودم نظر دادم...
به هر حال در 40 دقیقه ی ابتداییش طوری از تدوینش خوشم اومده بود که بدون از دست دادن تمرکز و حتی نگاه کردن به مانیتور، این رو نوشتم ولی در انتهای فیلم، نظرم رو رد کردم
این برای من خیلی جذابه که ببینم فیلم تدوینش در طول زمان خراب و خراب تر میشه...
من هیچ وقت بدون دیدن تمام فیلم درمورد کل فیلم نظر نمیدم مگر واقعا مشخص باشه که چی به چیه...درمورد این فیلم هم نظرات اصلیم رو در آخر داده ام هرچند نظرات ابتداییم رو هم همچنان دوست دارم چون بهم تغییر فیلم رو نشون میده

شکور

دلنــاز طلاکوب چهارشنبه 29 آذر 1391 ساعت 23:00

خیلی خوشحالم که جایی وجود داره که "هر کس میتونه هرچیزی که فکر میکنه درسته رو بگه"!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد