کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی
کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی

کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی

اینجــــــــــا بدون مــــــــــــــــــن

نه واقعیت نداره

انتهای فیلم حقیقت نداره

فیلم اونقد شاهکاره که نمیتونه انتهاش واقعیت داشته باشه

کارگردان داره مارو مسخره میکنه

کارگردان داره به من میگه، چیزی ساختم که باور نکنی

من میخوام بهت بفهمونم که میتونم طوری بسازم که باور کنی که دارم بهت دروغ میگم

.

.

.

شکه ام

سرم درد گرفته

این فیلم باید اونقد بد تموم بشه که بتونم باور کنم

ذره ای امید یعنی دروغ

داره به من دروغ میگه

بذار راحتت کنم

نویسنده و کارگردان چه راست بگه چه دروغ، آخر فیلم دروغه

اونا به همه ی دردسرهاشون پایان دادن

اونا با هم از پیش ما رفتن

...

شکور

نظرات 8 + ارسال نظر
زهرا شاه توری دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 19:57

یکی از اولین جذابیتای هر چیزی(یا هر کسی) اسمشه.خدایی اسم ازین باحالتر و خاصتر برا این فیلم پیدا میشد؟اینجوریم که شما نوشتین خیلی با طمانینه تر خونده میشه.
آخر فیلم اونطوری بود که آدم میخواست تو ذهنش بسازه .وقتی که تو شوکک تا اونجای فیلم بود.مث خواب.همه چی با سلام و صلوات به پایان میرسه.بهشت دیگه رسمن.
نه به نظر من اینجوری خیلیم قشنگتر بود.اول فکر میکردم ایرانیه آخرش.کارگردان خواسته فقط تلخیشو بگیره و تهشو ماستمالی کرده.اما الان که بقول دکتر تقوا فیلمه رسوب کرده دیگه این عقیده رو ندارم.

من همچنان معتقدم یه جای کار میلنگه...
شکور

محبوبی دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 20:48

موافقم با آقای شکوری٬وقتی فیلمو دیدم دقیقا این حسو داشتم.

ترابی دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 20:58

آخر فیلم به نظر من و با توجه به کتابی که ازش فیلم اقتباس شده اونی نیست که ما میبینیم اونیه که ما میسازیم.....

سارا حنانی دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 21:28

در ادامه نظر زهرا شاهتوری بگم که به نظر من دقیقا اسم فیلمه که به ما کد میده تا بفهمیم پایانش دقیقا چه جوریه!
آقای شکوری یعنی به نظر شما یک درصد احتمال داره پایان فیلم واقعی بوده باشه؟
همه خوشبخت نشدن(این خیلی تابلوئه بنظرم!یعنی من بار اولی هم که فیلم رو دیدم با اون فضاسازی خاص اون صحنه به نظرم بدیهی بود که این تیکه آخر صرفا خیال صابر ابره!دنیایی که خواهرش نمی شله.ازدواج کرده و همه شادن.بعد یه لحظه صابر ابر به خودش میاد.چهره اش عوض میشه...اینجاست که داد میزنه اینا همش خیاله.دقیقا همون لحظه که دوربین روی صورتش زوم میکنه)
از اون طرف با قطعیت کمتری به نظرم میاد که شاید همه هم خودکشی دسته جمعی نکردن
اتفاقا به نظر من صابر ابر زنده است.حالا این احتمال هست که مادر و خواهرش خودکشی کرده باشن یا اصلا مرده باشن زیر اون فشار.اما صابر ابر زنده است و خانواده اش رو هم ترک کرده.واسه همین اسم فیلم اینه:"اینجا بدون من!"
این فیلم رو بنظرم بیشتر از یه بار باید دید...خصوصا صحنه‌ی ابتدایی فیلم که صابر ابر تو اتوبوسه هم خیلی کد خوبیه به چشم من!

درمورد صحنه ی انتهایی توجه بکنید که اگه قرار باشه صحنه ی انتهایی خیال باشه، باید از وقتی که پارسا پیروز فر میاد دم در که بگه میخوام خواستگاری کنم، همه چیز اونطور غیر عادی بشه
ولی میبینیم که صرفا سکانس پایانی هست که غیر عادی تصویر برداری شده و قسمت خواستگاری و حتی چند سکانس بعد از اون، دقیقا به شیوه ی سابق ساخته شده
برای همین به نظرم کمی حتی باید به این شک کرد که کارگردان در حفظ هارمونی دچار اشتباه شده
الان وقتش نیست، سایت خوابگاه داره بسته میشه، وگرنه در مورد همون کد ها کلی میخواستم حرف بزنم
به هر حال به نظرم اگه اونا وقتی مادره پیشنهاد صابر ابر رو خودش دوباره پیشنهاد میده، رفته باشن خودکشی کرده باشن، و از اون به بعد همه چیز، یه سری تخیل از ذهن صابر ابر باشه که الان دیگه پیش ما نیست، فیلم فوق شاهکار و تر و تمیزه
ولی اگه بگیم که فقط تیکه ی آخره که خیاله
یا اینکه اصلا هیچ کدوم خیال نیست
به نظرم هارمونی در فیلم به شدت به هم خورده

شکورم

سارا حنانی دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 21:29

در کل فیلمیه که خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم
یه جورایی حسم بهش مثل حسم به درباره الیه...

جهان دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 22:52

ولی من قسمت پایانی فیلمو دوس داشتم...

فرامرزی چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 16:54

یه چیزی میگم نخندینا!
من تازگی این فیلمو دیدم، اما الان اصن یادم نمیاد آخرش چی میشه D:
قربون حافظه ام برم

بذرپاچ پنج‌شنبه 4 خرداد 1391 ساعت 11:29

خیلی دوسش دارم...

این طرفا؟
شکور

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد