ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
یکشنبه ای که گذشت ساعت دوازده داشتم میرفتم کانون
روز قبلش اعلام شده بود که جلسه از این به بعد با درخواست تقوی و اعلام نظر ملت میشه سه شنبه ها
دم کانون دیدم خانم لولویی، مظلوم نشسته لب آلاچیق
۴تا پسر غریبه هم کم کم دارن میرسن به آلاچیق
رفتم پیش خانم لولویی و سلام علیک کردم و گفتم شما کجا اینجا کجا، به کانون سر نمیزنید؟!
خانم لولویی گفتن که : الان جلسه اس دیگه، الان بچه ها کم کم باید بیان پایین!
گفتم: حسنی به مکتب نمی رفت، وقتی میرفت هم جمعه میرفت؟ بابا زمان جلسات عوض شده ها...امروز که جلسه نیست
یهو اون 4تا پسر گفتن: چچچچچچی؟ امروز نیست؟
گفتم: چطو؟ مگه شمام اومدید برای جلسه؟
یکیشون گفت: په نه په...!!!
.دیروز تو کلاس مازیار اسلامی یکی از ورودیا ی هش سال پیشمونو دیدم.مکالمه اینجوری شوروع شد که کانون فیلم از کی بوده؟موقع ما که ازین خبرا نبود.فیلماییم که میذاشتن خوب نبوده اصلن.دیروز برا یه کار اداری اومده بوده که پوسترو میبینه همونجا ثبت نام میکنه بیاد.بسیار هیجان زده بودوازم آدرس وبلاگو گرف
8 سال پیش هنوز کانون تاسیس نشده بود
یعنی اصلا من دانشجو نبودم
و از طرفی
کلاس های کانون فکر میکنم اگه اشتباه نکنم از سال سوم کانون راه افتاد
یعنی 87-88
شکورم
به شکور
خب استاد شکور فکور!
ورودیه 8 سال پیش، یعنی حتی اگه 4ساله تموم کرده باشه 86-87 هم تو دانشگاه بوده.
حله؟؟؟