ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
به شخصه خوشحالم که فیلم های جالبی داره ساخته میشه که دیگه دختر ها توش، فرشته های کوچولویی که با لبخند و مهربونی، همه ی بار مثبت فیلم رو بر دوش میکشن، نیستن
بلکه به نظرم به اقتضای جامعه، فیلم هایی مث آقا یوسف و مرهم، پرداخته ان به داستان هایی که حالا اون دخترهای معصوم زیر سوالن...
آیا خوبن؟ آیا بدن؟ حق دارن؟ اگه دارن بیشتر اونا حق دارن یا طرف مقابلشون؟
به من که احساس بدی میدن
آقایوسف برای من قابل درک ترین کاراکتری بوده که تو فیلم ها دیدم
البت میدونید که حافظه ام ضعیفه
هر کس فکر خودش رو درمورد آقا یوسف میگه
بعضی میگن، یوسف، اون گله که نمیخواد شازده کوچولو از پیشش بره
ولی من میگم، این فیلم مث فیلم تردید نیست که همه ی داستان دقیقا منطبق باشه بر داستان هملت (تو آقا یوسف، شازده کوچولو)
قسمت هاییش شبیه شازده کوچولو میشه
قسمت هاییش نه
ولی اگه بخوام بین اینکه کدوم یکیشون گله بود و کدوم یکیشون شازده کوچولو انتخاب کنم باس بگم، به نظر من، آقایوسف، شازده کوچولو بود که بالاخره در انتهای فیلم تونست گلش رو ترک کنه
موقعیت های طنز فیلم شاهکار بود
تدوین فوق فوق العاده (که البت به نظرم بسته به کارگردان کات میخورد نه تدوینگر)
بازی ها خیلی خوب مخصوصا شاهرخ فروتنیان
دوس داشتم داستان دچار اون دوتا تحول نمیشد
تحول اول فیلم رو کاملا مثبت و خوب و ایرانی کرد
و تحول دوم باعث شد که دیگه ندونم باید خوشحال باشم یا ناراحت
ولی داستان قبل از این تحولات کاملا برام قابل درک بود
دلم برای آقایوسف میسوزه
و امیدوارم آقایوسف ها روزی قدرتی به دست بیارن که بتونن راحت تر، گل های سوسول و نامردشون رو ترک کنن...
این تقدیره...حتی نیاز به مرهم هم نیست...باید گذاشت و رفت
و در پاسخ به سوالی که پرسیدم:
به نظرم این جور کاراکتر ها (تو این فیلم رعنا) شاید به معنای واقعی و صریح کلمه، بد نباشن، شاید حق داشته باشن، شاید نیاز به تنوع داشته باشن، شاید باس به فکر زندگیشون باشن...ولی قطعا نامردن....و اگه نامردی رو بشه یکی از معیارهای بد بودن دونست، بدن...اونم نه یه بد معمولی...یه بد احساسی
شکور
آقا دیگه کلاس عکاسی ندارین ؟
از کسی که همیشه پیگیرشه بپرس یعنی محمد فرامرزی
09369905565
شکورم
کمتر پیش میاد که من با یه چیزی صفر و صدی برخورد کنم ولی آقا یوسف رو واقعننن دوست نداشتم

یعنی ضعفهاش توی باوروندن این داستان به مخاطب، به چشمم این قدر بزرگ میاد که نمیتونم خوبیاشو ببینم
برام خیلی غیر عادی و غیر طبیعیه یه مرد از جامعه متوسط ایرانی بره توی قهوه خونه و پیش دوستاش اینــــــــــقــــــــــــدر راجع به دخترش حرف زده باشه که همه به اسم بشناسنش!
برام غیر عادیه که مردی از طبقه متوسط با کفش بیاد توی خونه اش!
برام غیر قابل باوره که دوست آقایوسف به خودش اجازه بده راجع به وضع و تیپ دختر دوستش باهاش با کنایه صحبت کنه
با همین سه تا مثال یعنی من اصلا شخصیت آقا یوسف و رفتارهاش رو درک نکردم
اون ماجرای صابر ابر و مراقبت از پدر بیمارش و شباهت باورنکردنیش به جدایی ...
اون ماجرای رفتن هانیه توسلی و دوستش به خونه ی اون خانوم همسایه با اون طرز ورود کمدی!
اینا رو در حد مثال گفتم که بگم یعنی اصن درک نکردم فیلمو!وگرنه کلی موارد دیگه همچنان برام غیر قابل هضم باقی مونده!
به غیر قهوه خونه و ورود با کفش، بقیه اش رو قبول دارم و مشکلات فیلمه
خود فیلمنامه هم به نظرم دچار مشکلات کلی بود تو اون دوتا تغییر عمیق
ولی در کل که من خیلی خوشم اومد
و به شدت خود یوسف رو درک کردم
درضمن، نمیدونم جدایی اول ساخته شده یا این فیلم
شکور
خیلی فیلم قشنگیه...!
اگه کسی تا الان ندیده حتما ببینه...!
ندیدمش ولی اون تیککشو دوست دارم که صابر ابر داد میزنه :بابامه!!!!
دقیق قسمت های مختلف فیلم رو به یاد نمیارم.(تو اتوبوس دیدم
)
اما در کل یادمه که بعد از فیلم حس خنثی ای نسبت بهش داشتم.
اون جاش هم که گفت بابامه رو الان یادم اومد. آره خیلی خوب بود.
منم ندیدمش! ولی اون تککشو که داد میزنه رو هم یادم نیست!!!
شکور