کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی

"یک عاشقانه ی آرام" یا "در ستایش فیلمی که کمتر دیده شد"


پیش درآمد: به خودم یادآوری می‌کنم که الان فرجه هاست!من باید در حال درس خوندن باشم!اما اینجام و دوست دارم یه فیلم معرفی بکنم.شاید یه کدوم از شما باشه که بخواد فرجه‌هاش رو با دیدن یه فیلم از کسالت دربیاره.(من الان نقش دوست ناباب رو دارم که نه تنها خودش درس نمیخونه بلکه بقیه رو هم از راه به در میکنه!)


اگر قرار باشه به دوستام فیلمی رو برای دیدن توصیه کنم لیست بلند بالایی دارم اما برای بچه‌های کانون فیلم این کار خیلی سخته!خصوصاً که جدا از این‌که "زیاد" فیلم می‌بینند سطح سلیقه‌شون هم "بالاست"! وعلاوه بر اون به مسائل تکنیکی فیلم هم وارد هستن و ... !با این حال دل رو به دریا می‌زنم و طبق سلیقه‌ی شخصی خودم توی فیلم دیدن (که قبلا هم توی معرفی "شیرین"گفتم مهم‌ترین جاذبه‌ی فیلم برای من قصه و شیوه‌ی بیانشه) یه فیلم رو معرفی می‌کنم که  گرچه جدید نیست(سال 87) شنیده‌هام حاکی از اونه که تعداد زیادی ندیدنش:"حیران"

یک عاشقانه‌ی آرام بهترین توصیفم برای این فیلمه.



هشدار:هرجای متن که این رنگیه خطر لو رفتن داستان وجود داره!


حیران راجع به "عشق در یک نگاه" یک دختر روستایی دانش‌آموز  (به اسم ماهی با بازی باران کوثری) به یک پسر دانشجوی افغانه (به اسم حیران با بازی مهرداد صدیقیان) که منجر به ازدواجی میشه که خانواده‌ی دختر کاملا باهاش مخالفند و تنها حامی دختر در این راه پدربزرگ اش(با بازی خسرو شکیبایی) هست.این ازدواج در ادامه با مشکل بزرگی رو برو میشه که برخلاف غالب کلیشه‌های "اسماً عاشقانه"‌ی سینمای ایران، اون مشکل نه فروکش کردن عشق این دو نفر، نه سنگ‌پرانی‌های خانواده‌هاشون نه یه مساله‌ی تراژیکه! بلکه قانونه.قانون و مرزبندی‌های جغرافیایی‌اش فارغ از دید انسانی... 

 

من حیران رو دوست داشتم به خاطر اینکه یک عاشقانه‌ی کلیشه‌ای نیست،

به‌خاطر اینکه منو صاحب نگاه جدیدی به افاغنه‌ی ساکن ایران کرد،

به‌خاطر اینکه موضوع نابش رو با بازی‌های تصنعی و موقعیت‌های غیر قابل باور هدر نداد

و به‌خاطر حس خوبی که موقع تماشای چند‌تا از بهترین و غافلگیرکننده‌ترین صحنه‌های فیلم داشتم...

 به همین علت‌هاست که می‌تونم موقع معرفی‌اش برخی کم و کاستی‌هاش رو از یاد ببرم...


 بهترین صحنه‌ی فیلم از نظر من: صحنه‌ای در اواخر فیلم هست که ماهی در حالی که بچه‌اش رو بغل کرده و داره مطیعانه اما نامطمئن پشت سر پدرش خونه رو ترک میکنه تا سوار ماشین بشن و تهران رو ترک کنن.بعد یه لحظه شک میکنه.چند قدم عقب میاد و در جهت مخالف با پدرش می‌دوه تا همچنان دنبال حیران بگرده...موسیقی این صحنه رو هم خیلی دوست دارم.


 

کارگردان این فیلم، "شالیزه عارفپور"هست که این اولین فیلم سینماییش بوده و بخاطرش توی بیست و هفتمین جشنواره فجر کاندیدای بهترین کارگردانی شده . علیرضا کهن‌دیری هم بخاطر موسیقی متن این فیلم و باران کوثری بخاطر بهترین بازیگر نقش اول زن کاندید شدند.

 

  در نهایت باید بگم من غالبا به آدمایی که میتونن از دیدن فیلم‌های "غیر خاص!" هم لذت ببرن حیران رو توصیه میکنم.اگر قبلا دیدینش یا نه در هر حال دوست دارم نظرتون رو راجع به این معرفی بدونم...



سارا حنّانی

نظرات 14 + ارسال نظر
جهان چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 11:19

طه زارعی چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 11:27

سلام
معرفی هم مث خود فیلم ریتم آرومی داشت...
من علاقه مند شدم که ببینمش...
ممنون.

سولماز چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 13:18

من اصلا حتی اسم فیلمو نشنیده بودم
مشتاق شدم حتما ببینم
از وبلاگ گاها دیدن میکنم ولی این دفعه جهت خالی نبودن عریضه!!!
یه کامنت هم گذاشتم
موفق باشید

شما عضو کانون فیلم هستید؟
ببخشید فامیلیتون چیه ؟
شکورم

سمیه محبوبی چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 15:58

اوه!فرجه هامون که خیلی زیادن...بازم فیلم معرفی کنین حوصله مون سر نره!مچکرم

الهه وفایی چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 17:15

کاملا موافقم سارا...سادگی روایت در کنار دقت در جزئیات و از همه مهمتر حفظ ریتم در تمام طول فیلم واقعا خوب بوذ...
موسیقی متنش هم فوق العاده بود...کهن دیری رو میشناسم...موسیقیش شبیه خودش بود..یادمه بعد از اینکه توی جشنواره فیلم رو دیدم بهش گفتم دقیقا خودت رو نواختی...
البته من بازی صدیقیان رو دوس نداشتم..به نظرم انتخاب خوبی نبود...

بذرپاچ چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 18:35

ممنون که بلاخرا یکی از این شاهکار اسم برد ...من دیدم خیلی عالی بود مخصوصا بازی مرحو عمو خسرو.... واقعا مرسی ...

بذرپاچ چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 18:38

خانم حنانی حالا من یه پیشنهاد بهت میکنم : باران"از مجید مجیدی....فوقالعادس

جواد شالیکار چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 20:08

والا این طوری که شما تعریف می کنید اگه فیلما قشنگ هم نباشن ادم دلش می خواد ببینه... چه طوره هر فیلمی خواستیم اکران کنیم به جای پوستر صحبتای شما رو تکثیر کنیم و ببریم رو دیفار دانشگاه...

شکور چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 20:23

قسمت های رنگی رو نمیخونم تا فیلم رو ببینم
آفرین

نیلوفر مردیها چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 22:13

منم فیلم رو دیدم و ازش بدم نیومد.
با نظر الهه مخالفم، انتخاب صدیقیان به نظرم اشتباه نبوده.
ممنون از این پست...

جهان پنج‌شنبه 15 دی 1390 ساعت 13:52

به آقای قربانی:
تبریک میگم....آفرین
من دارم برنامه نردبان شبکه مستند رو برای کانون ضبط میکنم...
راجع به مستند سازیه...
اساسا برنامه های سیما که تحت عنوان نردبانه به آموزش و بررسی یه موضوع می پردازه که از پایه و سطح آماتوری شروع میکنه و همین طور پیش میره تا بالا تا به حال دو قسمت از این برنامه پخش شده نمیدونم شاید بتونه تو روند کارتون بهتون کمک کنه اگه خواستین پای برنامه هاش بشینین...
جمعه ها ساعت 6 بعد ازظهر ......شبکه مستند

سارا حنانی جمعه 16 دی 1390 ساعت 02:32

حتما میبینمش آقای بذرپاچ.ممنون

فرامرزی جمعه 16 دی 1390 ساعت 16:04

عجب آنونسی
خیلی خوب توصیفش کردین
مشتاق شدم ببینمش

علیرضا موسوی جمعه 16 دی 1390 ساعت 20:18

مرسی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد